برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی
من میتونم به راحتی بگم که از یک آدم بی نهایت متنفرم. جوری که هزاران بار نقشه ی کشتنشو تو ذهنم مرور کردم. و کلا هر بار ازش عصبانی میشم تو ذهنم با چاقوی آشپزخونه تیکه تیکه ش می کنم. ولی حتا همین آدمم گاهی وقتا وقتی ضایعش می کنم و هیچی نمیگه و توی خودش میره دلم واسش میسوزه.
+ ضمن اینکه از ماه تیر متنفرم. متنفر !
برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی
حداقلش این بود با کسی حرف میزدم که میدونستم هیچوقت قرار نیست ببینمش. همه چی ام که بهش میگفتم. راهنماییمم که میکرد.
کمبودشو حس میکنم. متاسفم که اینو میگم. دلم برای اون شخص ِ قبل از رو شدن دروغ هاش تنگ شده..
+چیه این فضای مجازی آقای فردوسی پور؟
برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی
وقتایی که حالم خوب نیست با حرف از آینده سعی میکنه حالمو خوب کنه. نمیگم خوب نمیکنه. خیلی وقتا یادم میره که ناراحت بودم. انرژی میگیرم و برمیگردم سراغ کارام. ولی بعضی وقتا مثل امشب که از بس گریه کردم بالا آوردم دیگه واقعا هیچ چیز نمیتونه حالمو خوب کنه. جز اینکه بخوابم و صبح بیدار شم. و تلاش کنم واسه روبه رو شدن با اون روز جدید و اتفاقاتش.
برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی